پاینده ایران,مرگ بر وطن فروشان تجزیه طلب مــزدشـــت

1-     دلیل عقب ماندگی ایران پس از دوران پرشکوه و اوج آن حمله عرب ها در 1400 سال پیش به ایران بود. این یورش وحشیانه در 1400 سال پیش باعث شد که ایران از اوج به جایگاه کنونی سقوط کند. همچنین در دوران معاصر زمانی که ایران بار دیگر به یاری دکتر مصدق خود را بر ای پیشرفت آماده می کرد کودتای آمریکایی شاه باعث سقوط دکتر مصدق و عقب افتادن پروسه آزادی در ایران شد. اما این پایان کار نبود حمایت انگلیس از روحانیون و روی کار آمدن روحانیت به یاری انگلیس نیز بار دیگر باعث عقب ماندگی ایران در سی سال اخیر شده است.

2-     دوستی می گفت ایران امروز سمبل ایستادگی برای جهانیان است برای همین استکبار جهانی و قدرت های بین المللی از پیشرفت ایران در هراس هستند و هر روز و به بهانه ایی در پی ایجاد مشکل و سدی در برابر ملت ایران هستند. دشمنان عامل مشکلات کنونی کشور هستند و در صورت کنار زدن دست دشمنان ایران بار دیگر در مسیر پیشرفت و توسعه گام برخواهد داشت.

3-     اگر داوری جانب دارانه داور علیه بوکسور و کشتی گیر ما نبود حتما ما مدال های بیشتری می گرفتیم. آنها از رسیدن کشتی گیر ما به فینال و گرفتن مدالی دیگر ترسیدند. نرسیدن کشتی گیر ما به فینال توطئه کره ایی ها بود که به جای ایران با فرانسه برخورد کنند. داوران با توطئه قبلی حق ما رو خوردند.

4-     با فرض این 3 گفتمان بالا که هر روز در گوشه و کنار می شنویم. ما ایرانیان موجوداتی بی خاصیت هستیم که توان تصمیم گیری و عمل بنابر خواسته های خویش را نداریم . همواره عرب و شرق و غرب و داور برای ما تصمیم گرفته است. این که ما در چه موقعیتی بودیم که چنین منفعلانه در برابر این عوامل قرار گرفته ایم گویا محلی از اعراب ندارد و آنچه تنها و تنها مهم است این است که ما چنانیم و چنینیم اما دست توطئه علیه ما در کار است.

5-     شاید زمان آن رسیده باشد که با فراموش کردن توهم توطئه کمی به این فکر کنیم که ما در چه موقعیتی بودیم و در ناکامی های خویش چه نقشی داشتیم. یا باید بپذیریم که بی خاصیتان تاریخ هستیم یا از خواب خرگوشی توطئه برخیزیم.

+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۱/۰۵/۱۸ساعت 3:4 توسط آذرباد |


خنک آن که در صحبت عاقلان

بیاموزد اخلاق صاحبدلان


پس از خاموشی شعله های جنگ جهانی دوم در سال 1945 آلمان کشوری بود که بیش از 7 میلیون از جمعیتش در جنگ کشته شده بود و یک و نیم میلیون تن بمب بر شهرهای مختلف آلمان باریده بود. آلمانی که تنها دو دهه پیش از آن و در خلال جنگ جهانی اول نیز حدود 2 میلیون از شهروندان خویش را از دست داده بود. تصور کشوری که درگیر چنین جنگ های بزرگی بوده و تمام تاسیسات زیربنایی و حدود 12 درصد از جمعیتش را از دست داده است کار جندان دشواری نخواهد بود.اما این تمام ماجرای آلمان نبود، آلمان امروزه در زمره قدرتمندترین اقتصادهای جهان قرار دارد و به عبارتی برای درک بهتر می توان این طور مثال زد که سرانه تولید ملی در آلمان حدود 10 برابر ایران است. البته آلمان تنها یک استثنا نیست، شاید بتوان تمام اروپا را شاهد آورد از کشورهایی که نابود شدند و از لحاظ اقتصادی و سیاسی به پائین ترین نقطه قابل تصور رسیدند اما امروز تنها با گذشت چند دهه بر بام جهان ایستاده اند. حتی نباید این خصیصه را تنها برای غرب دانست چرا که در شرقی ترین جای این کره نیز کشوری مانند ژاپن قرار دارد که تجربه مرگ چند صد هزار نفر تنها در چند ثانیه را در جریان بمباران هیروشیما و ناکازاکی دارد. بمبارانی که اثرات آن تا چند دهه پس از آن نیز سایه شوم خود را بر سر این کشور گسترده بود. 

هیچ مردمی، دولتی و کشوری خواهان افول شرایط اقتصادی یا سیاسی نیست اما گاهی ما مردم اولویت ها را فراموش می کنیم. اولویت هایی که به کشورهایی مانند آلمان و ژاپن اجازه داد بار دیگر برخیزند. اولیت فراموش شده امروز ما نه اقتصاد و مرغ و چند نرخی شدن دلار، بلکه اخلاق است، اخلاق در معنای فردی و اجتماعی آن. راستگویی، درستکاری، احترام، و انجام وطیفه در برابر جامعه. امروز ما نیاز شدید داریم که بپذیریم براورده شدن منافع شخصی در گرو منافع اجتماعی است. این منافع جمعی می تواند یک صف در نانوایی باشد یا یک چراغ قرمز در نیمه شب، برای شروع نیاز نیست راه دوری برویم تنها کافی است در ترافیک جاده از سمت خاکی سبقت نگیریم یا در جایی یادگاری ننویسیم. قدم به قدم می توان با تمرین جمعی به جایی رسید که مانند ژاپن در زمان بحران اقتصادی، کارمندان داوطلبانه خواهان کاهش حقوق خود شوند. همین کارهای کوچک است که به ما اجازه می دهد تمرین احترام به حق دیگران را در جامعه انجام دهیم. تنها با پذیرش این حق است که می توانیم گاهی منافع کوتاه مدت شخصی را به منافع بلند مدت جمعی ببخشیم و آینده ایی بهتر داشته باشیم.    

هر چند امروز ایران در حال سقوط اقتصادی و سیاسی است اما این افول با تنها کمی تلاش قابل جبران است. نگرانی ما در ایران امروز باید افول اخلاقی و فرد گرایی باشد که با سرعت بسیار زیادی در حال عقب راندن ایران است و چه بسا دمیدن این روح اخلاق گرایی و اندیشیدن به جمع کار امروز ماست که نیاز تلاش برای رسیدن به آن داریم.


+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۱/۰۵/۰۵ساعت 1:34 توسط آذرباد |